خانه / بایگانی برچسب: داستان کوتاه

بایگانی برچسب: داستان کوتاه

آوریل, 2020

  • 5 آوریل

    ضربه قوچ

    نوشته : ادریس ا. می­خواستم به دریا برسم و این تنها چیزی بود که می­خواستم. سادگی و متانت و گشودگی­اش مسحورم می­کرد و جوش و خروشش مرا از همه خواب­هایِ تاکنونِ خودم و گذشتگانم بیدارم می­کرد و بر همه اصولِ مسلمِ تاریخ برمی­آشفتم. سراسر پرسش بود و غریو و دمادم موج و قرار. تمام هستی­اش را در ذره ذره عناصرم می­توانستم بازیابم. می­توانستم هرمِ تنش را از زیر خرورارها خاک …

جولای, 2018

  • 8 جولای

    روزهای کج و کوله -قسمت اول

    نوشته زهره سهامی بعضی روزها انگار روز آدم نیستند، صبح با عرعر کفترهای پشت بومِ همسایه بیدار میشی، آخه صدای کفترای خودمون که به گوش نمیرسه با اون سقف بلند خوابگاه تو در تو. از تخت پایین میای بزور،کمرت از هرروز بیشتر درد میکنه، غرولند میکنی که مرده شور تختهاشونو ببرند که اینقدر نرمه، آدم مهره های کمرش از وسط تا میشه، استخوان لگنش میچسبه به چربیهای شکمش و … …

ژوئن, 2018

  • 26 ژوئن

    سیاخان لپویی

    نویسنده: ادریس ا. سیاخان، خان نبود ولی سیاه بود، به ­غایت بزرگ، هیبت ­انگیز، کریه ­روی، دل­ نازک و مهربان. یک غول بی­ شاخ و دم به تمام معنی. سرتاپایش، جسم و جانش، همه و همه وجودش متناقض بود. برخلاف اهالی شیراز که جثه خُرد و عمر وفادار داشتند، سرش بچرخ بلند می ­سایید و عمرش از یکجا به بعد، هر بهار به زور به بهار بعدی قد می­ داد. …