خانه / ادبی

ادبی

بخش ادبی، شامل داستان، شعر، نقد ادبی و غیره

شهریور, ۱۳۹۷

  • ۲۸ شهریور

    جشنواره

    نویسنده: ادریس ا. دشت وسیع بود و ردِ همگونِ تایرها مارگون به خاک می­پیچید و عمویم را بر سرِ هر دوراهی لمحه­ای دوبه­شک می­گذاشت و پس از اینکه فرمان را به یکسو می­گرداند، به­کل خاطره مسیرِ پشتِ سرش را همراه با دنباله دولاخ به هوا می­برد. رو به پیش داشت و نگرانی­اش به چاله­ها و آبگیرهای جاده محدود می­شد. هیچ­یک نمی­دانستیم دقیقاً با چه چیز مواجه خواهیم شد. نه من …

تیر, ۱۳۹۷

  • ۵ تیر

    سیاخان لپویی

    نویسنده: ادریس ا. سیاخان، خان نبود ولی سیاه بود، به ­غایت بزرگ، هیبت ­انگیز، کریه ­روی، دل­ نازک و مهربان. یک غول بی­ شاخ و دم به تمام معنی. سرتاپایش، جسم و جانش، همه و همه وجودش متناقض بود. برخلاف اهالی شیراز که جثه خُرد و عمر وفادار داشتند، سرش بچرخ بلند می ­سایید و عمرش از یکجا به بعد، هر بهار به زور به بهار بعدی قد می­ داد. …

خرداد, ۱۳۹۷

  • ۱۹ خرداد

    خیال / شعر صمد شعبانی

    خیال صمد شعبانی/ برای بهزاد یعقوب‌پور   ای ناب‌ترین حضور نیاز در گستره‌‌ی عطش   زلال‌ جاری دل شیدای دشت مشوش شمیم چهارفصل غربت تنهایی   تراشه‌های آواز را از شانه‌ بر غم به زیر افکن   و به این لحظه‌ی بی‌لبخند با طنین زیروبمی‌ نو سلام کن. ۲۰/۷/۱۳۸۷ صمدشعبانی

اردیبهشت, ۱۳۹۵

  • ۳۰ اردیبهشت

    لب‌خند بدرقه‌ی مسافر بی‌حرکت / دفتر شعر صمد شعبانی

    دفتر شعر لب‌خند بدرقه‌ی مسافر بی‌حرکت دفتر شعر چاپ نشده‌یی از صمد شعبانی لب‌خند بدرقه‌ی مسافر بی‌حرکت     ۱) کلاف سردرخویش رازهای تو به دست و پایم پیچیده‌اند لب اگر بگشایم تو آشکار می‌شوی ۲/۷/۸۴     ۲) قاصدک چون‌که تو خواستی، گذاشتم باد مرا ببرد. نرم‌تر از همیشه گذشتم اما کوچه‌ی هوشیار صدایم را شناخت. شنیدم که بازگشتی چه‌کنم! از همه سو صدایم می‌زنند. ۷/۷/۸۴   ۳) آسوده‌خاطر …