خانه / فهرست اصلی / ادبی (صفحه 4)

ادبی

بخش ادبی سایت درآستانه شامل شعر داستان نقد و مقالات دیگر است.

اردیبهشت, ۱۳۹۵

  • ۲ اردیبهشت

    در توصیف عکسی دیگر / شعر حامد شفیعی

    در توصیف عکسی دیگر حامد شفیعی/ از میان تاریکی فرا می‌رسی با پیشانی بلندی که فخر زمینی است که روی آن ایستاده‌ام فرا می‌رسی با چشمانی که رازش غرور است و داغش بر دلم در مرز باریکی از نور و تاریکی می‌ایستی آن‌سان، که یک قدمت به پس و یک قدمت به پیش نا ممکن می‌آید. می‌تابی ، در نیم‌رخی اثیری می‌مانی سر بالا می‌آوری: آن‌سان کند کند کند که …

  • ۲ اردیبهشت

    دختر کولی / شعر علیرضا رشیدی

    دختر کولی علیرضا رشیدی/ آینه‌های روی پیرهنت منت از پاکی قلبت می‌کشند دختر کولی و چرک دست‌هایت از بد نامی سیاهت و سیاهی صورتک زیبایت از زندگی تباهت. اندیشه‌یی کور در چشمان خمار تو موج می‌زند و دل‌زخمه‌های ریش‌ریشت آوایی سوزناک و موهون را می‌نوازند . … روسیاهی تاریخ را به دوش می‌کشی دخترک

  • ۲ اردیبهشت

    حالا نوروز برای من …/ شعر حامد شفیعی

    حالا نوروز برای من … حامد شفیعی/   حالا نوروز برای من تنها زیراکس مخدوشی از دیروز است حالا نوروز برای من جای خالی یک قد بلند، یک دست زمخت دست کوچکم در میان زبری آن دست‌ها… در پیاده‌روهای باغ سپهسالار و خیابان جمهوری‌ست. نوروز برای من حالا تنها دهان و انگشت لطیف آن زنی‌ست که تمام قد رو به او ایستاده بودم به انتظار و او روی دو زانو …

  • ۲ اردیبهشت

    تاب آور / شعر محمد لبافی

    تاب آور، عشق، خفقان، عکس یادگاری و شکنجه محمدلبافی/   تاب آور بی‌صدا، نیم‌‌جان، قطرات خون بر سطح یخ‌زده‌ی شبی چرکین مرغان شب غوغاکنان در سیاهی آسمان دور می‌شوند و “خاک” لحظه لحظه سردتر…   عشق … و دستانی آشنا هنوز بر تاروپود نخ‌نماشده‌ی زندگی‌ام چنگ می‌زند.   عکس یادگاری   هیچ‌وقت فراموش نخواهم کرد لحظه‌یی که “تو” را به خاطره‌ها سنجاق می‌زدم   خفقان خونی لخته‌شده در جنایت  دستانی …

  • ۲ اردیبهشت

    بیچاره ماه / شعر علیرضا رشیدی

    بیچاره ماه شب‌ها چه می‌کند او تنها؟ من می‌دانم ستاره‌ها دورند ! بیچاره ماه زیبائیش را به که می‌نمایاند رخ من می‌دانم آدمیان خوابند!! من روزها هم تنها هستم بیچاره من و زیبا هم نیستم . علیرضا – ۸۱  

  • ۱ اردیبهشت

    بهار و پاییز / شعر مرتضی لبافی

    نوشته: مرتضی لبافی انبان‌ها تهی از نان * و دهان ِ چشم‌ها به‌سوی آسمان گشوده تا چه‌وقت ” نور معرفت” ** بتابد. گه‌گاه نیز دندان قروچه‌ی پلکی پس هشیاری ِ دَله‌پوز دریوزهْ لبخندی بر لب به کیسه‌های گشاده رسید و با چرخش سکه‌یی به هوا چنان معلق زد که در بازگشت بندبندش گسست . قطر بعضی از بازوها از قطورترین کتاب‌ها پهن‌تر که دیری‌ست بیداری ِ بُزدل با کم‌ترین تشری …

  • ۱ اردیبهشت

    آستان دوست / شعر فاطمه لبافی

    فاطمه لبافی/ درآسمان باز است تو اگر نیازمندی به درآ که تا ببینی به مقام خود بلندی چه‌بسا که بنده‏ گاهی خجل از خدای خویش است به درگه نیازش دل او هم‌چو سپندی زمیان خلق جسته، به درون خود نشسته فقط از خدای یکتاست دوای دردمندی دل اگر چه روسیاه‌ست، تن اگر فسرده جانی تو ‏به‌سوی حق روان شو که همیشه بهره‌مندی تو ستایشی کن او را که سزای اوست …

  • ۱ اردیبهشت

    اندوه / شعر ترجمه دکتر ترانه جوانبخت

    اندوه شعری از آلفرد دوموسه/ مترجم: دکترترانه جوانبخت/ Tristesse J’ai perdu ma force et ma vie Et mes amis et ma gaieté J’ai perdu jusqu’à la fierté Qui faisait croire à mon génie Quand j’ai connu la Vérité J’ai cru que c’était une amie Quand je l’ai comprise et sentie J’en étais déjà dégoûté Et pourtant elle est éternelle Et ceux qui se sont passés d’elle Ici-bas ont tout ignoré …

  • ۱ اردیبهشت

    ابرِ کُور / شعر محمد فربد

    محمد فربد/ آرزوهای‌مان سوار بر ابری کور پریشانند رَه گم کرده است ابرُ بستر زمین داغ و سوزان است باد می‌وزد دوردست‌ها… سوسو می‌زند بی‌رمق! گویا که خدا هم اسیر بر زمین رویائی بر ابر دارد…    زمستان ۹۰

  • ۱ اردیبهشت

    ابدیت / شعر حامد شفیعی

    حامد شفیعی/ (در توصیف یک عکس) برف نو* که می‌بارد شاید راه که می‌روی شاید جای پایت. جای پایت روی عقلم عقلم که کبود می‌شود شاید گونه‌هایت. هفته، که نو می‌شود شاید خون تو، سرد که می‌شود شاید چشم‌هایت. خواب که می‌روی شاید عکس که می‌شوی شاید دست‌هایت. آیینه، رو به تو که می‌کند شاید بی‌نهایت که می‌شوی شاید عقلم که برف می‌شود شاید و در بی‌نهایت، تا بی‌نهایت راه …