خانه / . (صفحه 6)

.

جدایی نادر از سیمین – ما همه مجبوریم / نقد حامد شفیعی

جدایی نادر از سیمین – ما همه مجبوریم توسط حامد شفیعی ما همه مجبوریم اصغر فرهادی در سه گانه‌ی چهارشنبه سوری –درباره‌ی الی و جدایی نادر از سیمین ادعای ساختن فیلم اجتماعی به معنای جاافتاده‌ی آن در سینمای ایران را ندارد. شاید چیزی نظیر دو فیلم اولیه‌ی خودش یا فیلمی مثل زیر پوست شهر (رخشان بنی اعتماد). دغدغه‌ی او در سه گانه‌اش آنالیز روابط در دل مناسبات امروزی است که …

ادامه ...

تک‌پرده‌ای کوتاه از تک‌گویی‌های میم، لام، واو / نمایشنامه مجتبی لبافی

تک‌پرده‌ای کوتاه از تک‌گویی‌های میم، لام، واو مجتبی لبافی شاید تک‌گویی‌ها روایت نا‌نوشته‌ها و نا‌خوانده‌ها باشد. آدم‌ها: می‌م لام واو سایه‌ای براشیاء اتاق صدایی از بیرون می‌م لام واو، رو به تماشاگران روی زمین نشسته و چمباتمه زده است. سیگاری برلب گرفته و آهسته و آرام دود می‌کند. در اتاق چیز خاصی نیست. تنها یک در که گه‌گاه از آن داخل یا خارج می‌شود. میم لام واو سر‌تاپا مشکی پوشیده …

ادامه ...

فیـــلم اینجا و فیلم جایی دیگر/ نقد پرویز اجلالی

فیـــلم اینجا و فیلم جایی دیگر: درباره فیلم اینجا بدون من نوشته: دکتر پرویز اجلالی / مقایسه فیلم جدایی نادر از سیمین و فیلم اینجا بدون من تفاوت میان دو نوع سینما را روشن می‌کند. تفاوتی که به نظر من اساسی است و به نقشی که برای هنر قائلیم بر می‌گردد. هر دو فیلم بسیار خوش ساخت هستند. ایراد مهمی نمی‌توان از هیچکدام گرفت. چه از لحاظ فرم و چه …

ادامه ...

واهمه‌ها / داستان حامد شفیعی

واهمه‌ها نوشته‌ی حامد شفیعی/ سزاوار برای خودش یک چای تو استکان ریخت. بعد پاهایش را روی هم انداخت و نشست تا چای سرد شود. پاهایش لاغر بود و وقتی روی هم می‌انداخت‌شان استخوان پای بالایی بدجوری بیرون می‌زد. با خودش فکر کرد چرا از توی حیاط هیچ صدایی پایین نمی‌آمد. در واقع چرا توی همه‌ی این سال‌ها هیچ صدایی از توی حیاط بیمارستان به زیرزمین نیومده؟ بعد از فکر احمقانه‌ی …

ادامه ...

موهای خیس / داستان رضا کوه‌پور

نوشته: رضا کوه‌پور   احساس خفگی می‌کنم. گویی بین زمین و آسمان معلقم.‌‌ رها و سبک، به سمت پایین می‌روم. چشمانم بسته‌اند. به او فکر می‌کنم. گاهی اوقات هم نسبت به او دچار فراموشی می‌شوم. او هم گاهی اوقات مرا یادش می‌رود. نه! الان نمی‌توانم به او فکر کنم به اکسیژن نیاز دارم. باید اول خودم را زنده نگهدارم بعد به او فکر می‌کنم. خودم را به سطح آب دریا …

ادامه ...

عاشقانه / داستان مجتبی لبافی

نوشته: مجتبی لبافی/ شاید ترجیح داده‌ام که این نوشته پیشکشی نداشته باشد مایه‌ی شوربختی و فلاکت است اگر دری به آنجا باز شود که زمانی دایناسوری بودیم عظیم الجثه، میان شاخ و برگ درختی سر به فلک کشیده، به آنجایی که دری است و هیچگاه به رویت باز نمی‌شود. کابوسی که همه‌ی بدیهیات روزمره را به ناگاه آماج پرسش می‌کند: «سایه‌ی زنی زیبا چهر و مطلق در هوای مه آلود …

ادامه ...

شصت / داستان ایوب محمدی

ارغوان این چه رازی‌ست که هربار بهار با عزای دل ما می‌آید؟ شنبه: احساس می‌کنم سرم سنگین شده و پوست صورتم ملتهب است. سرم را می‌چرخانم و توی آیینه‌ی تمام‌قد کنار اتاق، خودم را نگاه می‌کنم. چشمان نیمه‌باز سیاه و بیگانه‌یی به من خیره شده. کف دست راست‌ام را روی گونه‌ها و دهان‌ام می‌کشم. سیگاری روشن می‌کنم. دود را قدری در دهان‌ام نگه می‌دارم. احساس می‌کنم سق و گلویم منقبض …

ادامه ...

سی‏ و سه / داستان مجتبی لبافی

نوشته: مجتبی لبافی یاد باد آن‏که ‏زما وقت سفر یاد نکرد  رنگ خاکستری کثیف و مرده‏ای آسمان را پوشانده بود. «می‌م» به دیوار کاه‏گلی اتاق‏اش خیره شده بود که قسمت‏هایی از گچ‏وخاک آن ریخته بود. از آن‏جا نگاهش به پنجره‏ی زهوار دررفته‏ای چرخید وچند رختخواب کهنه‏ومندرس زیر آن. بعد متوجه ژاله شد که با عروسک کوچک‏اش بازی می‌‏کرد. پا‌ها و دست‏های آن از بدنش جدا شده بود و ژاله سعی …

ادامه ...

سایه / داستان مجتبی لبافی

نوشته: مجتبی لبافی شب از نیمه گذشته بود. از درون راهرو صدای پا شنیدم. بعد حس کردم که سایه‌ای وارد اتاق شد. لحظه‌ای ایستاد و از جایش جم نخورد. روی تنم خم شد. چهره‌اش در تاریکی دیده نمی‌شد. صورتش را به صورتم نزدیک کرد. فکر کردم که قصد جانم را کرده است. بلافاصله اتاق درتاریکی مطلق فرو رفت و من او را دیگرهیچ‌گاه ندیدم. دمدمه‌های صبح، سپیده هنوز روی تخت …

ادامه ...

دیدگاه / داستان مجتبی لبافی

نوشته: مجتبی لبافی / شاید برای آدم‌های بی‌کس و مهجور و پیش‌پاافتاده‌ای مثل من (درست به معنای واقعی کلمه) صدای زنگ در یا چنین چیزهای بظاهر معمولی به اندازه‌ی صدای بمب‌های واقعه‌‌‌‌ی هیروشیما مهیب و تکان‌دهنده باشد! م. ل. و روی پشت‌بام دو زن با هیکل‌های درشت و دامن‌های گشاد ولباسی که آستین آن‌ را تا آرنج بالا زده‌اند و روسری رنگی به سر دارند مشغول شستن پشت‌بام هستند. لحظه‌ای …

ادامه ...

Collection of premium WordPress themes