خانه / . (صفحه 2)

.

در راه خاطره ای بزرگ …

ترانه خاطره / خواننده: عالیم قاسم اف / به کوشش: بهار بزرگمهر نوستالژی، همیشه و بر سر هر زبانی، آبستن بازکردن راهی نو و بازیافتنِ روزهایِ روشنِ از دست­ رفته است. خاطره خوب گذشته حتی آن هنگام که برای هنرمندی نان شب می ­شود و برای پا به ­سن­ گذاشته ­ای مرهم زخم، دنیا و دورانی را تصویر می ­کند که بهتر از امروز بوده است، که در واقع بهتر …

ادامه ...

رفیق، …

بخشی از فیلم رفیق (I Compagni) ساخته ماریو مونیچلی پیدا و پنهان، بر بلندی داربست ها یا در پستوی کارخانه ها و اعماق معادن، عصاره عمر و جانشان در شهرهای نزدیک و دور بین سایرین پخش می شود، در برندها و تورها و وی آی پی ها، در ملک های پر و خالی با شیرآلات طلایی و نمای رومی، در امتیازها و مجوزها و اسناد و شرکت های ثبت شده، …

ادامه ...

حق سلاح من است …

ترانه: حق سلاج من است خواننده: جولیا بطرس به زحمت: بهار بزرگمهر پان ایرانیست ها ادبیات فارسی را از عربی “پالایش” می کنند. آلمان نازی یهودی ها را در گتو ها  مستقر می کند.  روسیه تزاری بر تمام اقوام خطه ی سردسیر جنوب سیبری مسلط می شوند. در رواندا توتسی ها و هوتو ها بر سر هواپیمایی که سقوط کرده روز ها می جنگند و در فلسطین دیوار ها را …

ادامه ...

ساره؛ فلسطین کوچک

ترانه: ساره خواننده: ریم بنا ترجمه: بهار بزرگمهر تقدیم به مبارزان ایستاده در مقابل جانیان ثروت و قدرت آیا مسأله فلسطین مسأله جدال دو دولت و دو ملت است یا جدال ادیان یا هویت ها؟ آیا فلسطین رزمگاهی است برای تاخت وتازِ سرمایه ها و قدرت های بزرگ و کوچک؟ یا سمبلی است برای مبارزه و مقاومت؟ آنچه روشن است مناسبات آشکار و پنهان اقتصادی و سیاسی است که بی …

ادامه ...

سیاخان لپویی

نویسنده: ادریس ا. سیاخان، خان نبود ولی سیاه بود، به ­غایت بزرگ، هیبت ­انگیز، کریه ­روی، دل­ نازک و مهربان. یک غول بی­ شاخ و دم به تمام معنی. سرتاپایش، جسم و جانش، همه و همه وجودش متناقض بود. برخلاف اهالی شیراز که جثه خُرد و عمر وفادار داشتند، سرش بچرخ بلند می ­سایید و عمرش از یکجا به بعد، هر بهار به زور به بهار بعدی قد می­ داد. …

ادامه ...

فریاد تلخ جوانه / شعر محمدلبافی

محمد لبافی/   سرما به استخوانم نفوذ می‌کند فشار سنگین این سرما نه! نه! نمی‌شود این خاک، یخ‌زده این سرنوشت شوم تاریخ انسان است ومن، درمانده، در نطفه خفه‌شده وپیچیده‌به‌هم هراسان و اسیر اسیر ماندن ریشه‌ام مدت‌هاست  به این خاک گره خورده خاک من مقدس و خونین آری، پاهایم ناتوان است اما مگر تمام جوانه‌ها را می‌توان شکست؟ اگر تمام من، زیر خاک بپوسد آن‌چه می‌ماند خاک، خاک، خاک “این‌جا”ست …

ادامه ...

خیال / شعر صمد شعبانی

خیال صمد شعبانی/ برای بهزاد یعقوب‌پور   ای ناب‌ترین حضور نیاز در گستره‌‌ی عطش   زلال‌ جاری دل شیدای دشت مشوش شمیم چهارفصل غربت تنهایی   تراشه‌های آواز را از شانه‌ بر غم به زیر افکن   و به این لحظه‌ی بی‌لبخند با طنین زیروبمی‌ نو سلام کن. ۲۰/۷/۱۳۸۷ صمدشعبانی

ادامه ...

همزاد / شعر صمد شعبانی

صمد شعبانی/    سعادتی بود آغاز یا که ایستائیی مرئی و نامرئی برابر تندیس هوا در آستان هیچ!   گامی و درنگی‌ لاک‌پشتی یا خروشی اقیانوسی، نگون‌بختی بود، نیک‌بختی، یا که شوربختی خود شیفته‌ی بختک بومی که همه‌اش ناهمرنگ به دیدار گذشت نه به انتظار!   جِز جِز زمین زیر پا بود یا گُرگُر خام ما آن‌چه دیدیم و شنیدیم از شکل اشکال کمال.   سرشار جستن‌ام مشتاق نرسیدن گَر …

ادامه ...

هفت دریا / شعر صمد شعبانی

شعر هفت دریا صمد شعبانی/   نگا‌هت که می‌‌کنم شعری که در فکر نمی‌گنجی   زار می‌زند کارگاه فکر زایش تابستان‌های بی‌تو را.   گام به گام فرسنگ‌ها بی‌راهه خرسنگ‌ها کناره «صخره‌ها سوخاری راه» و سایه قندیل گوژپشت.   گذرگاه خیس اندرونه‌ی ماهی به‌گاه توفیدن دریا راه نمی‌برد جایی فرو مانده درگِل هیهات.   نام‌های بسیار خاطره‌ام را از لبه‌ی پرتگاه عمیق نگاه تکرار می‌کنم صدای تو فرو می‌افتد و …

ادامه ...

میان گفتن و نگفتن / شعر صمد شعبانی

صمد شعبانی/   اگر چیزی نگویم چیزهای زیادی بر من حادث می‌شود از: عریانیی شاکله‌ی زندگی این سیاره و چند دنیای ظُلمانی قلمرو خانِ خاربنان و “قلعه‌ی هزار اردک” برکه‌ی قورباغه و کودک و سنگ و مرگ دمیدن در هوا و شوق پرنده‌یی که نخستین بار می‌خواند لبخند سیب بر درختِ دیرینه‌ سالِ فخر آفاق فواره‌ی عشق و عشوه‌ی انار که بر بلندا رنگ می‌گشاید شوق هم‌آغوشی باغ و بهار …

ادامه ...

Collection of premium WordPress themes