.

زین پس

بهار بزرگمهر     زین­ پس خون­ هایی که دست­ ها، پاها خون­ هایی که چشم خون­ هایی که انسان، انسان، انسان     زین ­پس آگاهی­ِ به بند است، و بندی که به آگاهی است آن یگانه تنی که بهایش انسان را فراخوانی است به توسنی گردنکشیِ سرِ فرودنیامده تمام تاریخ   زمزمه­ ها، سیال سرحدی سر به ­آسمان مشت­ هایی فشرده ­شده از خشم تنگ ­شده شعاری سر …

ادامه ...

ضربه قوچ

نوشته : ادریس ا. می­خواستم به دریا برسم و این تنها چیزی بود که می­خواستم. سادگی و متانت و گشودگی­اش مسحورم می­کرد و جوش و خروشش مرا از همه خواب­هایِ تاکنونِ خودم و گذشتگانم بیدارم می­کرد و بر همه اصولِ مسلمِ تاریخ برمی­آشفتم. سراسر پرسش بود و غریو و دمادم موج و قرار. تمام هستی­اش را در ذره ذره عناصرم می­توانستم بازیابم. می­توانستم هرمِ تنش را از زیر خرورارها خاک …

ادامه ...

یک جابجایی ساده

نوشته: ادریس ا. و آرام روزی که یک جابجایی ساده رخ داده بود… بوق و داد و انگشتان خانم عباسی که داشتند چیزی را می­ شمردند، آرامش و ریتم هماهنگی به فضا می­ داد. ریتمی شبیه به موج­­ ها و اینتروال ­هایِ ضربانِ قلب روی الکتروکاردیوگرام که با سرعت و پی­درپی، جوری یکدیگر را دنبال می ­کردند که هیچ ­وقت به هم نرسند. نه بوق به داد می­ رسید، نه …

ادامه ...

در افق بادبانی است

(عنوان عربی: خطاب فی سوق البطاله- خطابه­ای در بازار بطالت) سمیح القاسم ترجمه بهار بزرگمهر   شاید –آن طور که می­خواهی- روزی­ام را از دست بدهم شاید جامه ­ها و بسترم را به فروش بگذارم شاید سنگ تراشی و باربری و رفتگری کنم شاید در سرگین دام ­هایم به جستجوی دانه­ های گندم بگردم شاید خاموش بمانم، برهنه و گرسنه ای دشمن خورشید! من اما سازش نخواهم کرد و تا …

ادامه ...

زمستانِ امید

دخل و تصرفی در اخوان؛ پیرمرد خوش ­ذوقِ دل مرده، با سقف آسمانی کوتاه ادریس ا. *** سرها در گریبان است … که ره تاریک و لغزان است و سرما سخت سوزان است مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین دمت گرم و سرت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای منم من، سنگ تیپاخورده رنجور، نغمه ناجور منم من، همان بیرنگ بیرنگم بیا بگشای در، بگشای …

ادامه ...

کودکی که جنگ را برگزیده است

کودکی که جنگ را برگزیده، از خودش رهسپار شده است نیروی زندگی اش را که چون هستی مستقلی دربرابرش قد علم کرده و بر او مسلط شده، دوباره به خودش فراخوانده است

ادامه ...

حیات در بسته‌های بانک جهانی

این انیمیشن برگرفته از یک داستان فولکلور بولیویایی است به نام ‘ننه جیرجیرک’ که از خلالش داستانِ درشیشه‌کردن حیاتِ مردم تعریف می‌شود. دانلود فیلم با لینک مستقیم حیات در بسته‌های بانک جهانی آب، مایه حیات… حیات اینجا معنی حداقلی دارد. زنده ماندن. آب برای ادامه زندگی حیاتی است. هیچ‌کدام از ما بدون آب بیشتر از یک هفته دوام نمی‌آوریم. یک هفته بدون آب پوست کش می‌آید، لب‌ها محو می‌شوند، بینی …

ادامه ...

سرود معدنچیان بازمانده!

این سرود معدنچیان آستوریانی (در شمال غرب اسپانیا) است که اجراهای مختلفی تا امروز داشته و بدلیل تکرار جانباختن معدنچیان اهمیت خاصی پیدا کرده بوده است و همچنان خوانده می شود. متن و شعر از: ماکان علوی من دلم درد دارد من دلم داغ دارد همشان مردند همه ۴۳ نفرشان مردند همشان آن زیر ماندند تا یک ماه دیگر هم بیرونشان نمی­توانیم بیاوریم من دلم درد دارد من دلم داغ …

ادامه ...

Collection of premium WordPress themes