خانه / ادبی / ضربه قوچ

ضربه قوچ

نوشته : ادریس ا.

می­خواستم به دریا برسم و این تنها چیزی بود که می­خواستم. سادگی و متانت و گشودگی­اش مسحورم می­کرد و جوش و خروشش مرا از همه خواب­هایِ تاکنونِ خودم و گذشتگانم بیدارم می­کرد و بر همه اصولِ مسلمِ تاریخ برمی­آشفتم. سراسر پرسش بود و غریو و دمادم موج و قرار. تمام هستی­اش را در ذره ذره عناصرم می­توانستم بازیابم. می­توانستم هرمِ تنش را از زیر خرورارها خاک و سنگ حس کنم و طعم و بویِ شرجیِ غلیظش را حتی از فاصله قرن­ها بِچِشم. صدایش در گوشم نوایی بی­پایان از اشتیاقی بود که در همه لحظاتم در این حفره تنگ حفظش کرده بودم. دریا اسمی بود که بر هر زبانی و در هر گوشی، شیرینی شیرین­ترین لحظات زندگی را فرامی­خواند. دریا، حافظه و تاریخ من بود. تمام آن چیزی که پیش از می­توانستم بوده باشم و یا پس از این می­توانم به آن برسم….

دانلود ضربه قوچ

 

پاسخی بگذارید