خانه / هنری / حیات در بسته‌های بانک جهانی

حیات در بسته‌های بانک جهانی

این انیمیشن برگرفته از یک داستان فولکلور بولیویایی است به نام ‘ننه جیرجیرک’ که از خلالش داستانِ درشیشه‌کردن حیاتِ مردم تعریف می‌شود.

دانلود فیلم با لینک مستقیم

حیات در بسته‌های بانک جهانی

آب، مایه حیات…

حیات اینجا معنی حداقلی دارد. زنده ماندن. آب برای ادامه زندگی حیاتی است. هیچ‌کدام از ما بدون آب بیشتر از یک هفته دوام نمی‌آوریم. یک هفته بدون آب پوست کش می‌آید، لب‌ها محو می‌شوند، بینی آب می‌رود و از چشمان خون می‌چکد.

حالا اگر آب کالایی برای تولید سود شود، وقتی ارزش مبادله‌اش بر ارزش حیات‌بخشش مستولی شود، وقتی به جای چشمه و رود فقط در قوطی‌های پلاستیکیِ کوکاکولا، نستله و امثالهم در دسترس باشد، آن‌وقت باید منتظر روزی باشیم که از چشمان فقیرترین مردمان خون بچکد.

بولیوی، فقیرترین کشور آمریکای لاتین، در دهه ۹۰ میلادی در لیست برنامه‌های بانک جهانی قرار گرفت. بانک جهانی در کنار بسته‌های مالی، خصوصی‌سازی منابع عمومی را برای ‘توسعه بهتر و سریع‌تر کشور بولیوی’ پیشنهاد کرد. از آن پس پای یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های مهندسی آمریکایی به بولیوی باز شد: شرکت بکتل، البته با نام محلی Aguas del Tunari. گرگی در لباس میش. هدف ‘توسعه و گسترش زیرساخت‌های بولیوی’ و ‘مقابله با فقر و ریشه‌کنی آن’ بود. در همان ماه پارلمان بولیوی قانونی را تصویب کرد که طبق آن منابع عمومی آب و فاضلاب کل کشور می‌توانند به مزایده گذاشته شوند. شرکت بکتل که تنها شرکت‌کننده در مزایده بود، اعلام کرد که قصد دارد قیمت آب را برای جبران هزینه‌های توسعه و توزیع شبکه آبی در کوچابامبا، سومین شهر بزرگ بولیوی، ۳۵ درصد افزایش دهد. طبق این قرارداد شهروندان حتی اجازه جمع‌آوری آب باران را هم نداشتند. در عرض مدتی کوتاه، قیمت آب در شهر فقیر کوچابامبا از قیمت قوت غالب مردم بیشتر شد. نبود آب، مثل نبود بیمارستان و بیمه سلامت نیست که مرگ را نزدیک کند، نبود آب، خود مرگ است. مردم شهر کوچابامبا به خیابان‌ها آمدند، و در مقابلشان پلیس و نیروهای نظامی برای محافظت از کارخانه بکتل قرار گرفتند. راه دیگر نمانده بود. هرچه بود رویارویی با مرگ بود، جنگی برای ادامه حیات.  

اسکار اولیورا، کارگر کارخانه کفش‌دوزی، اتحادی‌هایی تشکیل داد به اسم La Coordinadora. آن‌ها رفراندومی نمایشی برگزار کردند که نود و شش درصد از پنجاه هزار شرکت‌کننده در آن به خصوصی‌سازی آب شهرشان رای منفی دادند. دولت بولیوی اما قرارداد چهل ساله را فسخ نکرد. مردم در میدان اصلی شهر ماندند. تظاهرات مسالمت‌آمیز اتحادیه‌های کارگری به خشونت کشیده شد. دولت بولیوی حکومت نظامی اعلام کرد. ۱۷۰ نفر دستگیر شدند، دو نفر بی‌خانمان نابینا شدند و ویکتوور هوگو دزا، نوجوان هفده ساله با گلوله پلیسی کشته شد که زیر نظر نیروهای آمریکایی در دهه قبل آموزش دیده بود. مرگ هوگو مردم ذله‌شده بقیه شهرها را هم به خیابان کشاند. اولیورا پس از چهار روز از مخفیگاه خود درآمد و سرانجام توانست با دولت بولیوی به توافق برسد که قرارداد خصوصی‌سازی آب و فاضلاب را یک طرفه فسخ کند. فسخ یک طرفه قرارداد اما ‘غیرقانونی’ بود. شرکت بکتل در دادگاه بانک جهانی از دولت بولیوی شکایت و درخواست ۵۰ میلیون دلار غرامت کرد. در اعتراض به این شکایت، اولیورا با ۱۲۵ نفر به سمت دفتر بکتل در سن‌فرانسیسکو راه‌پیمایی کرد. مردم بولیوی اما این‌بار در مقابل شرکت عظیم بکتل و بانک جهانی تنها نبودند. چهار سال پس از شکایت، شرکت بکتل و یارانش، زیر فشار تظاهرات‌های مردم در سراسر دنیا در مقابل ساختمان‌های شرکت و در نتیجه کاهش پیوسته سود شرکت، شکایت خود را پس گرفتند. برای اولین بار در تاریخ، یک شرکت بزرگ بین‌المللی زیر فشار افکار عمومی، در یک پرونده تجاری عقب‌نشینی کرد.

مردمِ در خیابان نه تنها شرکت بکتل را از بولیوی بیرون انداختند، بلکه حالا خواسته‌هایشان از حیات حداقلی فراتر رفته بود. حالا مردم می‌دانستند که قدرت در حقیقت با آن‌هاست اگر آن‌ها خودشان با هم باشند. کشاورزان و معلمان و بی‌خانمان‌های شهر که باهم در کوچه پس‌کوچه‌های بولیوی راه رفته بودند، اعتصاب کرده بودند و خواسته‌هایشان را داد زده بودند، حالا فعالانه در شکل‌گیری آینده بولیوی نقش بازی می‌کردند. پیروزی ایو مورالس، اولین رئیس‌جمهور ضد امپریالیستی و ضد سیاست‌های نئولیبرالی بانک جهانی نتیجه اتحادهای گروهای مختلف بود. مورالسی که جزو اولین کارهایش بازپس‌گرفتن همه منابع عمومی بولیوی بود. مورالسی که در برنامه‌اش نه تنها جایی برای بسته‌های پیشنهادی بانک جهانی نبود، بلکه کم‌کم اقتصاد بولیوی را با تکیه بر تولید داخلی، آموزش و بهداشت همگانی از زیر دست شرکت‌های بین‌المللی درآورد … مسأله آب در ایران اما نه تنها به روشنیِ مسأله آب در بولیوی نیست، بلکه درحال تبدیل‌شدن به یکی از تاریک‌ترین مسائل این دوران می‌شود. در بولیوی حضور بانک جهانی و واگذاری منابع آبی به یک شرکت خصوصی و بردنِ دستِ جمعیت زیادی از فرودستان زیر سنگِ سنگینِ سیاست‌هایِ توسعه، جبهه دوست و دشمن را مشخص کرده بود. اما در ایران ربط مسأله آب به سیاست‌های توسعه و تبعات آن اگرچه قابل ردگیری است ولی، دو نیرویِ کاملاً مشخص را به این شکل ساده روبروی یکدیگر قرار نمی‌دهد. این وضعیت که در این مرحله پیچیده و درهم‌تنیده سایر حوزه‌ها است، و نیاز دارد تا در کنار سایر حوزه‌ها وضعیتش تحلیل و تصریح شود، در حال تبدیل شدن به ضد خود است. یعنی مسأله آب و بحران آب در حال مصادره‌شدن از جانب گروه‌هایی است که در تز کلی‌اشانِ در بهترین حالت هیچ چیز بیشتر از همین طرح‌های توسعه ندارند. یعنی جریانی که بحران را ساخته است، از بحران برای خود ابزاری ساخته است برای پیش‌برد اهدافش. این اهداف در شرایط فعلی اهدافی سیاسی‌اند که ماهیتِ کلی آن‌ها سرنگونیِ بخشی از حاکمیتِ سیاسی برای استمراربخشیدن به کلیتِ نظامِ حاکم، در معنایِ گسترده اقتصادی و سیاسی و اجتماعی است. نوه احمق رضاشاه به همراه نخست وزیرِ اسرائیل پس از حوادث دی‌ماه در کلیپ‌هایِ چنددقیقه‌ای راهکار و نویدِ حلِ معضل را بعد از براندازی به ایرانیان می‌دهند. در داخلِ نیروهایِ اصلاح‌طلب و اصولگرا و نهادگرا و ترکیب‌های مختلفی از آن‌ها انگشت تقصیر را بسوی یکدیگر می‌گیرند. آب و مسأله آب، از خودش و محتوایش خالی می‌شود و پیراهنی خونی می‌شود برای لشکرکشی و صف‌آرایی نیروهایی که هریک به اندازه‌ای که دستشان می‌رسیده، مستقیم و غیرمستقیم در این بحران نقش داشته‌اند. جدالشان در شرایط فعلی بر سر این است که کدام یکی باید قربانی بحران بشود تا رفع بلایِ اجتماعی بشود. بنابراین بهتر آن است که مسأله آب تا حد امکان گنگ، تاریک و زیرزمینی بشود و از آن تنها یک پیراهن خونی برای نشان دادن و فراخواندنِ “همه” به جنگ با “مقصر اصلی” باقی بماند. همه همانقدر گنگ و کلی است که مقصر اصلی اسمِ مشخص و جزئی. اینگونه است که نیروهای مختلف در یک ساده‌سازی و در جنگ با یک کلمه یا یک نفر یا یک گروه خاص بسیج می‌شوند. راه نجات در همه چیز، از جمله در مسأله آب، می‌شود سرنگونیِ همان دشمن جزئی. بنابراین مسأله آب در ایران پیش از آنکه محملی روشن برای اعتراضات باشد، دستمایه‌ای تاریک برای مصادره است و از این‌رو باید به شکلی ایجابی در مقابل آن ایستاد. یعنی باید تا حد امکان در نسبت با سایر حوزه‌ها، ساختار تاریخیِ حاکم بر آن و جدال نیروهایی که مستقیم و غیرمستقیم درگیر آن بوده و هستند، مشخص شود تا صف‌آرایی روشنی میان نیروهایِ درگیر درست شود.            

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*