خانه / هنری / سرود معدنچیان بازمانده!
سرود معدنچیان بازمانده!

سرود معدنچیان بازمانده!

این سرود معدنچیان آستوریانی (در شمال غرب اسپانیا) است که اجراهای مختلفی تا امروز داشته و بدلیل تکرار جانباختن معدنچیان اهمیت خاصی پیدا کرده بوده است و همچنان خوانده می شود.

متن و شعر از: ماکان علوی

من دلم درد دارد

من دلم داغ دارد

همشان مردند

همه ۴۳ نفرشان مردند

همشان آن زیر ماندند

تا یک ماه دیگر هم بیرونشان نمی­توانیم بیاوریم

من دلم درد دارد

من دلم داغ دارد

به این مادرها نگاه کن

به این زن نگاه کن

هفت بچه یتیم دارد

 به همه این بچه ها نگاه کن

نان ندارند بخورند

من دلم درد دارد

من دلم داغ دارد

بیمه­ های مارا یکسال شش ماه می­ریزند

کتابخانه و آرایشگری رد می­کنند

ما بازنشست نمی­شویم

ما فقط می­میریم

من دلم درد دارد

من دلم داغ دارد

تو اصلا می ­دانی معدن چیست

معدن کار کیست

تا حالا کجا بودید

اصلا چرا آمدید

این شعر اقتباسی است از بخش هایی از سخنان کارگر معدن آزادشهر (زمستان یورت) که در ادامه می آید:

آقای رئیس جمهور

… چندسال پیش ما آمدیم دادگاه آزادشهر شکایت کردیم، مارا با باتون همین همکارای شما زدن فرار کردیم، پارسال آمدیم فرمانداری ۱۴ ماه حقوق نگرفته بودیم اعتراض کنیم با زنهامان آمدیم، آمدیم که حقمان را بگیریم، یعنی تو رئیس جمهور متوجه نشدی، من بیست میلیون تومن از این شرکت طلب دارم، ده هزار تومن تو خونم نیست بچمو ببرم دکتر ، آقای رئیس جمهور کارگر اینجا یک میلیون تومن حقوق میگیره، وجدانن شما میتونید با این پول زندگی کنید؟ … این مادرها را نگاه کن، هفت تا بچه داره این زن …. چکار کنیم ما؟ آقا ما نون نداریم بخوریم بقران مجید …. من دلم درد دارد  … بذار حرفم را بزنم … من داغ دارم  … بذارید حرفم را بزنم … همشان مردن … ۴۰ نفر مردن … یک ماه دیگه هم نمی­توانیم جسدهایشان را بیرون بیاریم ۴۰ روز دیگه نمیتونیم بیاریمشون بیرون … همه بو گرفتن این داخل … تا حالا کجا بودی … شما اصلا می­دونید معدن یعنی چی معدن کار یعنی چی … بیمه­های مارو نمی ریزند … کار می کنیم بیمه های مارو نمی ریزند … یکسال کار می کنیم شش ماه بیمه رد می کنند …. بیمه های مارو کتابخانه رد می­کنن … آرایشگری میزنن … سخت و زیان آور به ما نمی­دن … ۱۵ سال معدن زمان شاه زمان انقلاب کار میکرد بازنشست میشد، الان ۲۵ سال کار میکنیم بازنشست نمی­کنن به ما، آقای رئیس جمهور، بذارید حرفمو بزنم دلم درد داره، این زنا الان یه هفته است اومدن اینجا نشستن، این بچه هاشون آمدن اینجا نشستن، ما دیگه نمیتونیم اینجا کار کنیم … بقران دیگه این رئیس جمهور اینجا نمی یاد … هیچکس دیگه نمی یاد … هیچکس نمیاد درد دل مارو ببینه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*