خانه / فهرست اصلی / هنری / انحطاط خانوادگی

انحطاط خانوادگی

نوشته : ای. او. اسکات /

ترجمه‌ی: علی مصلح حیدرزاده /

نقد فیلم پیش از آنکه شیطان بداند مرده ای اثر سیدنی لومت

درس ترسناک پیش از آن که شیطان بداند مرده‌ای را یک جواهر فروش پیر که در اتاق کوچک تاریکی در منطقه دیاموند منهتن نشسته است، به زبان می‌آورد: «جهان محلی شیطانی است». او با قدرتی که انگار چیزهای بدی را دیده و انجام داده، ادامه می‌دهد: «بعضی‌ها از آن پول درمی‌آورند و بعضی دیگر به دست آن نابود می‌شوند».

فیلم جدید سیدنی لومت وقایع‌نگاری یک انحطاط است -مادی، معنوی و اخلاقی- و بیشتر قربانیان و مرتکبان آن اعضای یک خانواده هستند و این نکته به فیلم نوعی تقدیرگرایی از جنس تراژدی‌های باستانی بخشیده است. شرارت و شیطان صفتی نه بر اساس قواعد بزرگ متافیزیکی که از خصلت‌های کوچک و ثابت انسانی برمی‌خیزد: حرص، حسادت، حماقت و تکبر. هیچ روح پلید و اهریمنی به نمایش درنمی‌آید، فقط آدم‌های معمولی کوچک و غمگین دیده می‌شوند. سازندگان روی نتایج گناهان این شخصیت‌ها و لغزش‌های کوچک‌شان که از شکست عشقی یا فساد ناشی از جاه‌طلبی ابعاد هیولایی می‌یابد، حساب باز کرده‌اند و این‌گونه است که آرزوهای ساده برای پول، کسب موقعیت و احترام به جنایت منتهی می‌شود.

در واقع جنایت، نقطه‌ای است که فیلم از آن آغاز می‌شود. پس از یک پیش درآمد، سرقت از یک جواهر فروشی در حومه شهر، سکوت یک صبح شنبه را با صدای شلیک گلوله، فروریختن شیشه‌ها و جیغ ترمز یک اتومبیل در حال فرار درهم می‌شکند. ما این اتفاق را چند بار دیگر از زاویه دید افراد مختلف می‌بینیم، در حالی که آقای لومت آن را برای‌مان تکرار می‌کند و همه پیامدها و مفاهیم آن را به تصویر می‌کشد.

سرقت را اندی هنسون طراحی کرده و در اجرای آن از برادرش هانک کمک می‌گیرد. جنازه روی پیاده رو بابی، دستیار تازه‌کار هانک است، زن در حال خونریزی روی زمین مغازه نانت هنسون، مادر اندی و هانک است. او همراه با پدر آن دو، چارلز مغازه‌ای را اداره می‌کند که دو پسرش تصمیم گرفته‌اند به آن دستبرد بزنند.

چه جور آدم‌هایی چنین کاری را انجام می‌دهند؟ آقای لومت که ۵۰ سال از ۸۳ سال عمرش را در حال ساخت فیلم بوده است، آن‌قدر هوشمندی دارد که پاسخ به این سوال را بر عهده بازیگرانش بگذارد. اندی و هانک توضیح داده نمی‌شوند و برای‌شان عذر تراشیده نمی‌شود. آن‌ها راه خود را می‌روند و کارهای‌شان را انجام می‌دهند و فیلم که به پایان می‌رسد، ما جنبه‌های درونی و بیرونی آن‌ها را شناخته‌ایم.

لومت آنچه را می‌تواند تمرین در ژانر کلاستروفوبیک نامیده شود، می‌گیرد و به آن بار اخلاقی و بینش اجتماعی می‌دهد. فیلم‌های بزرگ نیویورکی او در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۸۰ – سرپیکو، بعدازظهر سگی، شاهزاده شهر و مصاحبه– داستان‌های رئالیستی مبتنی بر رویدادهای واقعی و سرشار از آگاهی متراکم از منطقه محل وقوع‌شان بودند. پیش از آن که شیطان بداند مرده‌ای بر رویدادهای وحشتناکی که طی چند روز اتفاق می‌افتد، تمرکز دارد، اما با حرکت زیگزاگی و عقب و جلو رفتن در زمان به داستانی طولانی‌تر و بزرگ‌تر از تاریخچه یک پیشرفت اجتماعی اقتصادی و جابجایی قدرت خانوادگی تبدیل می‌شود.

شعور داستانی لومت و آزادی عملی که به بازیگران می‌دهد، در دنیای غامض کوچک فیلم که به شکل باشکوهی پر از شخصیت است، نمایان می‌شود. حتی شخصیت‌های فرعی نقش مهمی در پیشبرد طرح داستانی دارند. همه صحنه‌های فیلم پر از انرژی هستند، حتی آنهایی که برای بار دوم یا سوم از زاویه‌ای دیگر به نمایش درمی‌آیند.

با وجود حس بدبینی موجود در فیلم -باید تلاش بسیاری کرد تا سوسویی از رستگاری را در پایان فیلم تشخیص داد- پیش از آن که شیطان بداند مرده‌ای به شکل غریبی نشاط ‌آور است. بخشی از این حس به خاطر هیجان تماشای کاری است که درست انجام شده است. بازی‌های پرفشار بازیگران -غرغرهای آلبرت فینی و تیک‌های عصبی اتان هاوک- درست و متقاعد کننده‌اند. فیلم، در نهایت یک ملودرام است و نیروی حیاتی خود را از بازی‌های دیوانه‌وار و ناله‌های سوزناک موسیقی کاتر بورول می‌گیرد.

ارائه شده در سایت فیروزه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*