خانه / فهرست اصلی / ادبی / شعر / “رضایت ” / شعر علیرضا رشیدی

“رضایت ” / شعر علیرضا رشیدی

“رضایت ”
علیرضا رشیدی/
جام معکوس شده !
طلای خفته به قرن‌ها !
دفینه‌ی نشکفته !
به خدا که رضا نیستی، رضا !
شاهزاده‌ی غربت !
آتش‌کده‌های وادی تو را به یغما برده‌اند مغولان بی‌دین
کتاب‌خانه‌ی ادیبانت را به آتش کشیده‌اند
و ادیبانت را به اسارت .
شیر ضامن !
آهوکان این بیشه، قلاده بر گردن و حلقه بر گوش
در صف سلاخی، آرام خرامیده‌اند
و شغالان، رنگ عوض کرده‌اند .
آزاده اسیر !
زندان بزک‌شده‌ات را به ملاقات می‌آیند
رحل قرآنت را می‌بوسند
و گل‌های فرش‌هات را آبیاری می‌کنند
شب‌پرگان کم‌سو .
به خدا که رضا نیستی رضا .
ای پیرمیکده !
به ولایت‌عهدی دنیا خوانده شده‌ام
و جامم را
روی طاقچه، آماده نگه‌داشته‌ام.
علیرضا. تابستان ۸۱

پاسخی بگذارید